المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

889

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

برده بر او واجب است ، مگر اينكه بيمار باشد ، مراد « شهرين متتابعين » است كه يك ماه كامل و از ماه دوّم و لو يك روز پىدرپى بدون فاصله و وقفه روزه بگيرد و در اين صورت صفت « تتابع » به پىدرپى بودن « دو ماه » صدق مىكند ، نه « ايّام » و واقع هم شده است بنابراين اگر در اثناى ماه اول ، به جهت عذرى افطار كرد ، بعد از زوال عذر ، دنبالهء آن را ادامه دهد ، گفته شده است : مراد از « نيافتن » ، يعنى نيافتن ديه است ، نه كفّاره و باز گفته شده است : مراد از « نيافتن » نيافتن ديه و كفّاره هر دو است و لكن مىفرمايند هر دو ، شاذّ و خلاف قاعده است ، براى اينكه ديه بر عاقله است ، نه بر جانى و قاتل تا توصيف بعدم الوجدان و نيافتن ديه ، گردد . و مطلب ديگر اين است كه اگر قدرت و توان روزه گرفتن هم پيدا نكرد ، حكم روزه منتقل مىشود به اطعام و اكرام شصت فقير و مسكين همان‌طور كه قبلا گذشت و نيز بايد دانست كه كفّاره مثل توبه ، واجب فورى است و ثانيا به خاطر اينكه با « فاء » آمده است ، نشانهء فورى بودن و بدون فاصله بوده است . « مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ » ؛ تا آخر ، يعنى : هر كس مؤمنى را به خطا بكشد ، فورا و بدون فوت وقت ، بايد برده‌اى را آزاد كند . « توبة من اللّه » يعنى : تشريع و بيان جميع اين احكام و دستور العملها يا انتقال و جابه‌جايى آن به روز ، همگى نشانهء لطف و مهربانى و تخفيف براى شما از ناحيهء خداى منّان است ، چرا ؟ چون او « عالم » يه حال و روزگار شما و دانا است و از اين جهت كه چيزى و حكمى را در جاى و محلّ مناسب خود ، وضع مىكند ، « حكيم » يعنى با حكمت است و در حقيقت عقل كلّ است . * * * [ 420 ] آيهء هفتم : « وَ كَتَبْنا عَلَيْهِمْ فِيها أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَ الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَ الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَ السِّنَّ بِالسِّنِّ وَ الْجُرُوحَ قِصاصٌ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَهُ » ؛ « 1 » « و بر آنان ( بنى اسرائيل ) در آن تورات نگاشتيم كه جان در برابر جان ، و چشم در برابر چشم و بينى در برابر بينى و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان و هر زخمى را قصاص است ، پس اگر كسى آن را ببخشد ، ( و قصاص نكند ) براى او كفّارهء ( گناهان ) است » .

--> ( 1 ) . سورهء مائده ، آيهء 45 .